تاريخ : ۱۳٩٤/٩/٢۱ | ٩:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پرنیان

طبق معمول، بعد از یکسال بابایی یادش افتاد که سفرنامه های من به روز نشده! و تصمیم گرفت که سفرهای عقب افتاده را بنویسد! بعد از یک سفر هوایی و دو روزه که پاییز سال قبل به مشهد داشتیم، قرار شد که همگی به اتفاق مامان جون و باباجون و عمو حامد، برویم قشم. به این ترتیب یک سفر پرحادثه به قشم آغاز شد!

پرنیان در ساحل جزیره هنگام



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱/۱۸ | ٩:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پرنیان

خیلی وقته که سفر نرفتیم برای همین هم بابایی هیچی ننوشته تا اینکه روز دوازدهم فروردین 93 به روستای دونا در ارتفاعات لواسان بزرگ رفتیم. چون برف تازه ای باریده بود، همه جا سفید و قشنگ شده بود.

پرنیان در روستای کوهستانی دونا - ارتفاعات لواسانات 12 فروردین 93



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/٢۸ | ٢:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پرنیان

در یکی دو هفته آخر سفر، برای دیدن جاهای باقی‌مانده، دور بابایی حسابی تند شده بود! به خاطر همین گذشته از پارکها و موزه‌ها و کلیساها که احتمالا توی گزارش‌های قبلی خواندید، قبرستان و اپرا و محله‌های پاریس، جاهای دیگری بودند که در این مدت به دیدن آنها رفتیم.

پرنیان در قبرستان پرلاشز - بر مزار صادق هدایت



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/۱٥ | ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : پرنیان

پاریس از آن شهرهایی است که می‌شود یکسال تمام داخل آن گشت و موزه‌ها و خانه‌های قدیمی و کلیساها و پارکها و خلاصه جاهای مختلف آن را دید. بابایی من هم با همه گرفتاری‌هایش نمی‌خواست جایی را از دست بدهد به همین خاطر تا دلتان بخواهد منِ فسقلی، کلیسا و موزه دیدم!

پرنیان در میدان سوربن پاریس



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٢/۸/٤ | ۱:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پرنیان

بعد از بازگشت از اتریش به پاریس، تقریبا یک ماهی وقت داشتیم که جاهای باقی مانده در این شهر زیبا را ببینیم. هرچند که من دوست داشتم بجای این همه ساختمان و موزه، بروم به پارک و شن بازی کنم! اما خب، پارک رفتن فقط بخشی از ماجرا بود!

پرنیان در پارک کوچک سن ژاک در خیابان ریولی پاریس



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٢/٧/۱٩ | ٤:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پرنیان

بعد از اینکه از سفر بلژیک و هلند و آلمان و چک و اتریش به پاریس برگشتیم، بابایی و دوستانش با هم قرار گذاشتند که یک سفر دسته‌جمعی به شمال فرانسه برویم. مثل همیشه، آقا سعید مسئولیت همه چیز را قبول کرد و یک ویلای قشنگ با اتاق‌های دو و سه تخته برای همه اجاره کرد.

سفر به نرماندی سر سبز



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٢/٧/٥ | ٩:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : پرنیان

رفتن به وین، خیلی هم بی دردسر نبود! از شهر پراگ خارج شدیم و به سمت اتریش راه افتادیم. برخلاف همه مرزهای قبلی، در مرز چک با اتریش، پلیس جلوی ما را گرفت. اول از همه به سراغ من آمد و از اینکه صندلی بچه ندارم ایراد گرفت و بعد سراغ بابایی رفت که پاسپورتش را جا گذاشته بود!

وین، مقابل کلیسای مرکزی (کتدرال سن استفان)



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٢/٦/٦ | ٧:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پرنیان

همین طور که از آلمان داشتیم وارد چک می‌شدیم یه دفعه بابایی گفت ماشین پنچر شده! با کلی دردسر توی جاده نگه داشتیم و تازه فهیمیدم که نه! ماشین پنچر نشده، جاده پنچر شده! آلمان تموم شده بود و وارد جمهوری چک شده بودیم و آغاز راه‌های خراب در اروپای شرقی...

جمهوری چک ـ میدان مرکزی پراگ



ادامه مطلب

  • گلوله
  • رد ریپورتر
  • ضایعات